تبليغاتX
ღ مشق عشق ღ

ღ مشق عشق ღ

از طرف آرمین

دوباره عکس

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 8:48  توسط آرمین   | 

سرباز جادویی!!!

 

! yourlove.ir - soldier.girl-funny pic !

خوب حالا Ctrl + A رو بزنین. دیدید

ولی نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 22:51  توسط آرمین   | 

بدو بدو جديد ترين عكس هاي عاشقانه

 

 

 

مي خوام با نظراتت بتركوني؟؟؟؟؟؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 10:27  توسط آرمین   | 

آرمين

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:21  توسط آرمین   | 

خدا

هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود
.
و یکی چگونه می توانست باشد ؟


هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت
.
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند
.
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد
.
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد
.
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد
.
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند
.
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور
.
اما کسی نداشت
...
و خدا آفریدگار بود
.
و چگونه می توانست نیافریند
.
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید
...
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .

و با نبودن چگونه توانستن بود ؟


و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت
.
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم
.
و حرفهایی است برای نگفتن
...
حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .

و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...




و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت .
درونش از آنها سرشار بود
.
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟


و خدا بود و عدم .
جز خدا هیچ نبود
.
در نبودن ، نتوانستن بود
.
با نبودن نتوان بودن .

و خدا تنها بود .
هر کسی گمشده ای دارد
.
و خدا گمشده ای داشت ...

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 10:3  توسط آرمین   | 

راه هاي زندگي

Success

Three things in life that are never certain.
1. Dreams
2. Success
3. Fortune

Three things in life that,one gone never come back.
1. Time
2. Words
3. Opportunity

Three things in life that can destroy a man/woman.
1. Alcohl
2. Pride
3. Anger

Three things that make a man/woman
1. Hard work
2. Sincerity
3. Commitment

Three things in life that are most valuable.
1. Love
2. Self-confidence
3. Friends

Three things in life that may never be lost.
1. Peace
2. Hope
3. Honesty

سه چیز در زندگی پایدار نیستند.
1. رویاها
2. موفقیت ها
3. شانس

سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند.
1. زمان
2. کلمات
3. موقعیت

سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند.
1. الکل
2. غرور
3. عصبانیت

سه چیز انسانها رو می سازند.
1. کار سخت
2. صدق و صفا
3. تعهد

سه چیز در زندگی خیلی با ارزش هستند.
1. عشق
2. اعتماد به نفس
3. دوستان

سه چیز در زندگی هستند که نباید از بین بروند.
1. آرامش
2. امید
3. صداقت

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 9:46  توسط آرمین   | 

دو عاشق

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 10:7  توسط آرمین   | 

کابوس

به نظر شما بدترین کابوس برای یه عاشق چیه ؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 10:0  توسط آرمین   | 

مـــــــــــــــیر حســـــــــین موســــــــــــــــــوی

Image and video hosting by TinyPic

ای دریغ از ما

اگر کامی نگیریم از بهار.....

.

اگه موسوی رو دوست دارید به این وبلاگ برید اینم مال خودمه........

     www.mosavijooooon.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 12:31  توسط آرمین   | 

داستان

 یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟

من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم


ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

 


باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون



عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه كه نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم


عشق واقعی هیچوقت نمی میره

این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره

"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

"ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"سرنوشت تعیین میكنه كه چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب

حكم می كنه كه چه شخصی در قلبت بمونه
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 22:24  توسط آرمین   | 

قبل از ازدواج

مرد: آره، ديگه نميتونم بيش از اين منتظر بمونم.

زن: ميخواهى من از پيشت برم؟

مرد: نه! فكرش را هم نكن.

زن: منو دوست داري؟

مرد: البته!

زن: آيا تا حالا به من خيانت كردي؟

مرد: نه! چرا چنين سوالى ميكني؟

زن: منو مسافرت ميبري؟

مرد: مرتب!

زن: آيا منو ميزني؟

مرد: به هيچ‎ ‎وجه! من از اين آدما نيستم!

زن: ميتونم بهت اعتماد كنم؟

بعد از ازدواج
همين متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوون

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 15:21  توسط آرمین   | 

روز اول گل سرخي برام اوردي گفتي براي هميشه دوستت دارم روز دوم

 گل زردي برايم اوردي گفتي دوستت ندارم روز سوم گل سفيدي برايم

اوردي و سر قبرم گذاشتي و گفتي منو ببخش فقط يه شوخي بود

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 15:19  توسط آرمین   | 

اگر روزی دشمن پیدا کردی بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی

اگر روزی تهدیدت کردند بدان در برابرت ناتوانند

اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست

اگر روزی ترکت کردند بدان با تو بودن لیاقت می خواهد

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 15:18  توسط آرمین   | 

وقتی یه بار ازدوست............

وقتی یه بار ازدوست (دخترت يا پسرت)ضربه می خوری درست مثل این می مونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده ولی وقتی می بخشیش درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چیزی ازت نمونده

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 15:12  توسط آرمین   | 

 

 

ادامه مطلب و نظر یادت نره؟؟؟؟؟؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 12:17  توسط آرمین   | 

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت؟

گفت: جايي كه ميري مردمي داره كه تو رو مي شكنند، نكنه غصه بخوري

من همه جا با تو هستم. تو تنها نيستي .....

توي كوله بارت عشق ميزارم كه بگذري

قلب ميزارم كه جا بدي

اشك ميدم كه همراهيت كنه

و مرگ كه بدوني برميگردي پيشم.


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 12:2  توسط آرمین   | 

فرق من وتو

تو گفتی: عاشقت هستم.
من گفتم : دوستت دارم
.
تو گفتی : اگر یکروز ترا نبینم ، می میرم
.
من گفتم: من فقط ناراحت می شوم
.
تو گفتی: من به جز تو ، به کسی دیگر فکر نمی کنم
.
من گفتم: اتفاقاً من به خیلی چیزها فکر می کنم
.
تو گفتی: اگر با یکی دیگر بروی؛ من خودم را می کُشم
.
من گفتم: اما اگر تو با یکی دیگر بروی ؛ من فقط دلم می خواهد طرف مقابل را خفه کنم
.
گفتی: ..................................... گفتم
: ..............................................
حالا فکر کردی فرق ما اینها است؟ نه !

فرق ما این است که : تو دروغ گفتی ................. من راست گفتم

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 11:35  توسط آرمین   | 

امشب

Free Image Hosting at allyoucanupload.com

 .

 .

 .

امشب گریه میکنم .

گریه میکنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن

نتونستن.

 برا ی تمام اون چیزی که خواستی ونبودم خواستم وبودی.

 امشب گریه میکنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق.

برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از دیگران شنیدم

وهنوز شکست نخوردم....

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:47  توسط آرمین   | 

your Rememberance will be with me

چند صباحي است كه دل را معبد عشقت نهادم و از فراسوي فاصله ها نگاه مهربانت را بر خود خريده ام.

روزگاري بود كه تنهاييم را با مرغان آسمان تقسيم مي نمودم و همراه بارش باران دل تنهايم را نوازش مي كردم

تا اينكه
نامت را شنيدم و همانا عشق بزرگت را با دنياي تنهاييم تعويض نمودم.
...
مهربانا! اگر روزي ياد من در قلبت از بين رفت شكايتي ندارم... زيرا...
ياد تو را با خود همراه خواهم كرد

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 15:33  توسط آرمین   | 

سیب سرخی را به من بخشید و رفت

ساقه سبز دلم را چید و رفت

عاشقی های مرا باور نکرد

عاقبت بر عشق من خندید و رفت

با غم هجرش مدارا می کنم

گرچه برزخمم نمک پاشید و رفت

اشک در چشمان سردم حلقه زد

بی مروت گریه ام را دید و رفت

 

نظر؟

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 12:46  توسط آرمین   | 

چندتا عکس خوب خوب نظر یادت نره؟؟؟؟؟

 

برای ادامه عکس ها حتماً به ادامه مطلب بروید! و نظر بدید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 16:20  توسط آرمین   | 

 

اینم چندتا عکس جدید واسه سال نو ۱۳۸۸ عید شماهم مبارک

 

ولی نظر یادتون نره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نظر؟؟؟؟؟؟؟

سايت كوچولو - كارت تبريك نوروز 88 www.kocholo.org

نظر؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 22:21  توسط آرمین   | 

عشق و زمان

در جزیره ای زیبا تمام حواس، زندگی می کردند: شادی، غم، غرور، عشق و...
روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت. همه ی ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند. اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند، چون او عاشق جزیره بود.
وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت، عشق از ثروت که با قایقی با شکوه جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت:" آیا می توانم با تو همسفر شوم؟"
ثروت گفت:" نه، من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم هست و دیگر جایی برای تو وجود ندارد."
پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنب بود، کمک خواست.
غرور گفت:" نه، نمی توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد."
غم در نزدیکی عشق بود. پس عشق به او گفت:" اجازه بده، تا من با تو بیایم."
غم با صدای حزن آلود گفت:" آه، عشق، خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تا تنها باشم."
عشق این بار سراغ شادی رفت و او را صدا زد.اما او آنقدر غرق شادی و هیجان بود که صدای عشق را نشنید. آب هر لحظه بالا و بالاتر می آمد و عشق دیگر ناامید شده بود که ناگهان صدایی سالخورده گفت:" بیا عشق، من تو را خواهم برد."
عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کرد.وقتی به خشکی رسیدند، پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسی که جانش را نجات داده بود، چقدر بر گردنش حق دارد.
عشق نزد علم که مشغول حل مساله ای روی شن های ساحل بود، رفت و از او پرسید:" آن پیرمرد که بود؟"
علم پاسخ داد:" زمان"
عشق با تعجب گفت:" زمان؟! اما چرا او به من کمک کرد؟"
علم لبخندی خردمندانه زد و گفت:" زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است."

."

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 10:40  توسط آرمین   | 

چکه های خاطره

 

از کوچه های حادثه به آرامی می گذرم ، با دستهایم چشمانم را محو می کنم تا ببینم آن کوچه بن بست تنهایی عشق را...

دلم عجیب هوای دیدنت را کرده است ، دستانم را کمی کنار می زنم و از لا‌ به لا‌ی انگشتان لرزانم نیم نگاهی به گذشته ناتمامم می اندازم ، چیز زیادی نیست و از من نیز چیزی نمانده است جز آیینه زلا‌لی که از آن گله دارم که چرا حقیقت زندگی را از من پنهان کرد... !؟ و تو ای سنگ صبور لحظه لحظه های عمر کوتاه من ، چقدر

بی کس و تنها ماندی ! جواب صفحه های سفیدت را چه دهم که من نیز بی وفایی را از زمانه آموختم.

می دانم دلت آنقدر بزرگ و دریایی است که مرهم زخم های بی کس ام باقی بمانی و یک امشب دیگر را با من تا سحرگاهان همنوا شوی.

به سراغت نیامدم چون روح باران زده شیدای روزهای آشنایی گرفتار تگرگی بی پایان شد و اینگونه سیلا‌ب عشق در مسیر طغیان آمال و آرزوهایم تبدیل به سرابی شد.

نبودی تا ببینی که چگونه غزل در تاب یاسمن تب کرد و تا صبح نالید ، نبودی تا ببینی که آسمان چه بی قرار و معصومانه اشک می ریخت و تن سرد مرا نوازش می کرد ، نبودی تا ببینی که چگونه چشمانم در انتظارت ماند و نیامدی...

تو خود گفتی که دنیا فدای تو و چشمانت ، تو خود گفتی آبیِِِ آرامشِ دریا فدای نگاهت ، تو خود گفتی سرخی آتشین شقایق ها فدای قلب کوچکت...

حالا‌ از آن حرفهای رنگین اثری نیست و تمام آبی ها و قرمزها برایم رنگ باخته اند ، از تو نیز به خاطر دو رنگ بودنت شکوه ای ندارم ، چون دیگر دنیا برای من بی رنگ است!

و اما باز هم تو ای حریم پاک و بی آ لا‌یشم! می خواهم ترکت کنم و هیچ گاه به سوی صفحه های قلم خورده ای که خود بر رویت حک کردم ، باز نگردم . شاید اینگونه مجبور نباشی دستهای سفیدت را به زیر چکه های دلتنگی ام بگیری و له شوی و گیسوانم را بر تن لطیفت احساس کنی.

لحظه ، لحظه ای است جادوئی... ! در کنج خلوت این اتاق دستهای دختری ، آرام صندوقچه ای را مهر می کند و زمزمه ای در زیر لب دارد . نوایش ضعیف نیست اما هیچ کس نمی تواند بفهمد او چه می گفت و دیگر نمی گوید...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 1:14  توسط آرمین   | 

 قلبم شکست ....

 

ای خدا اگر مرا به او نرسانی اکنون اجل مرا برسان


تا برای من لالایی مرگ را بخواند


بعد از مرگ جسم مرا کفن کن و روی قبرم بنویس


اسم:عاشق


شهرت:اندوهگین


فرزند:سنگدلان


علت مرگ:نرسیدن به عشق


روز مرگ:روزی از روزهای نافرجام

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 22:44  توسط آرمین   | 

 

عکس های عاشقانه - والپیپیر چهار حرف لاو در چهار قلب سرخ!

 

به ناگهان می اید
عشق را می گویم
بسان بهمنی
غلتان
و صاعقه ای
رخشان
می اید
با هزاران لهجه
تا هم آواز قناری شود
و در اینه ای به وسعت ملکوت
سیمای ازلی خود را بنگرد

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 16:12  توسط آرمین   | 

دل بی عشق چه سرگردونه
اگه عشقی نباشه
دل ما تیره و تاریک می شه
اگه چشمای سیاه شیرین
قصه گوی دل خسرو نبود
اونهمه سنگ که افسانه نداشت.....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 16:9  توسط آرمین   | 

هیچ کس اشکی برای ما نریخت

 

هرکه با ما بود از ما می گریخت

 

چند روزی است دلم دیدنی است

 

حال من از این و آن پرسیدنی است

 

گاه بر روی زمین زل می زنم

 


گاه بر حافظ تفاءل می زنم


 

 

حافظ حالم را گرفتم


 

یک غزل آمد که حالم را گرفت


 

ما ز یاران چشم یاری داشتیم


 

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 14:51  توسط آرمین   | 

 

 

راستی عشق یا مرگ؟؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 15:6  توسط آرمین   | 

سلام دوستای گلم . امروز با ۳ تا رباعی زیبا و ۱ متن جالب اومدم .

مثل همیشه منتظر نظراتونم !

 

آنگاه که خنده بر لبت می میرد

                                                             چون جمعه ی پاییز دلم می گیرد

دیروز به چشمان تو گفتم که برو

                                                                امروز دلم بهانه ات می گیرد

نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظرنظر نظر نظر نظر نظر نظر نظرنظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر

 

عشق با نیم نگاهت ازلی ست

                                                             راز چشمان تو ضرب المثلی ست

ولی افسوس ترافیک دلت

                                                               مشکل جاده بین المللی ست

نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظرنظر نظر نظر نظر نظر نظر نظرنظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر

قیامت قامت و قامت ، قیامت

                                                     قیامت می کند این قد و قامت

موذن گر ببیند قامتت را

                                                       به "قد قامت" بماند تا قیامت

نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر نظرنظر نظر نظر نظر نظر نظر نظرنظر نظر نظر نظر نظر نظر نظر

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 21:16  توسط آرمین   |